1- نوشتن، در هر شكلی، علاوه بر نیاز به مهارت در زمینههای مختلف، دلِ خوش هم میخواهد. خیلی از نویسندگان وبلاگها در سراسر جهان، ادیب درجة یك نیستند، اما چون نوشتههایشان از دل برمیخیزد لاجرم بر دل نیز مینشیند! نویسندة این وبلاگ، اما، مدتی است مانند بسیاری چیزهای دیگر، دلِ خوش را هم از دست داده و چون تا به حال از دیگر توانایی های نویسندگی هم بیبهره بود، عملاً دیگر بهانهای برای نوشتن ندارد! «راقم این سطور» ذاتاً انسان خوشبینی است و دوست دارد كماكان «چشم به راه» بماند تا شاید روزی چیزی تغییر كند، اما دیگر بهانهای برای نوشتن در این وبلاگ ندارد.
2- نوروز مبارك. با آرزوی سلامتی، سربلندی و شادمانی پایدار.
3- خدانگهدار!
آخرِ شبهای زمستان میرفتم پشت پنجره و آسمان را نگاه میكردم، اگر هوا به قرمزی میزد امیدوار میشدم و خوشحال میخوابیدم، گاهی حتی نیمههای شب بیدار میشدم و دوباره به امید برف از پنجره بیرون را نگاه میكردم! صبح اگر برف باریده بود منتظر اخبار رادیو میماندم تا اگر خبر تعطیلی مدرسهها را اعلام كرد به حیاط خانه بدوبم و برفبازی كنیم! بعد اگر حالی باقی میماند برفهای پشتبام را پارو میكردیم و میریختیم تو حیاط و بعد هم توی باغچه، عصر هم بابا لولة آب توی حیاط را با گونی و طناب میبست تا سرما و یخبندان خرابش نكند ... هفتة پیش و بعد از اعلام تعطیلی دوروزه یاد آنروزها افتادم، هرچند دیگر نه پشت بامی هست كه برفهایش را پارو كنیم، نه ... !!
ایسكا نیوز ۱۷/۷/۸۶ : «عضو هیات رئیسه کمیسیون امنیت ملی در گفتوگو با ایسکانیوز: «سهم ایران از دریای خزر 50 درصد است.»
تابناك ۸/۸/۸۶ :«نماینده شاهرود و دیگر عضو كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: «ما نباید سهم 50 درصدی ایران در دریای خزر را مطرح كنیم. این مباحث در راستای منافع ملی نیست. این حرفها را بیگانگان میزنند و ما آن را تكرار میكنیم».
خبرگزاری فارس ۹/۱۰/۸۶- وزیر امور خارجه : «دشمنان ملت ایران و كسانی كه تلاش میكنند در مناسبات منطقهای كشور و نقش سازنده ایران در منطقه تبلیغات سوء ایجاد كنند، از مدتی قبل زمزمه كردند كه ایران باید 50 درصد دریای خزر را داشته باشد كه چنین چیزی نه منطقی است و نه قراردادی در این زمینه وجود داشته است. در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی هرگز از 3/11 درصد از این دریا، امكان رفتن به جلوتر برای شناورها، قایقهای ماهیگیری و غیره ایران وجود نداشته است.»
تابناك ۱۰/۱۰/۸۶ - سخنگوی وزارت امور خارجه :«ما برای تحقق سهم 20 درصدی خود از دریای خزر، تلاش کرده و با همین منظور در نشستهای گوناگون حضور یافتهایم و از این سهم نیز کوتاه نخواهیم آمد.»
به نقل از اینجا
كلك مشكین تو روزی كه ز ما یاد كند
ببرد اجر دو صد بنده كه آزاد كند
قاصد منزل سلمی كه سلامت بادش
چه شود گر به سلامی دل ما شاد كند
امتحان كن كه بسی گج مرادت بدهند
گر خرابی چو مرا لطف تو آباد كند
یا رب اندر دل آن خسرو شیرین انداز
كه به رحمت گذری بر سر فرهاد كند
شاه را به بود از طاعت صد ساله و زهد
قدر یك ساعته عمری كه در او داد كند
حالیا عشوه ناز تو ز بنیادم برد
تا دگرباره حكیمانه چه بنیاد كند
گوهر پاك تو از مدحت ما مستغنیست
فكر مشاطه چه با حسن خداداد كند
ره نبردیم به مقصود خود اندر شیراز
خرم آنروز كه حافظ ره بغداد كند
۱- آخرین باری که نوانکو کانو پیراهن ارسنال را پوشید کی بود؟آنچه مسلم است اینکه هواداران توپچی ها خاطره حضور مهاجم نیجریه ای در لندن را از یاد برده اند پیمان یوسفی در بازی ارسنال و واتفورد 40 دقیقه ادبایور را کانو خطاب کرد و وقتی او را در جریان تماس های تلفنی مردم قرار دادند گفت :« واقعا عذر میخوام اسم این اقا ادبایور است کانو دیگر در ارسنال بازی نمیکند»
2- دقایق پایانی بازی برزیل و هلند در مرحله نهایی جام جهانی 98بود داور به نشانه خطا سوت زد و بهرام شفیع گفت:«و این هم سوت پایان بازی» برزیلی ها ضربه خطا را زدند و گزارشگر به امید اینکه داور خیلی زود خاتمه بازی را اعلام کند سکوت کرد یک دقیقه هم گذشت اما داور سوت نزد شفیع هم بدون انکه خم به ابرو بیاورد سکوت را شکست و گفت :«حالا رونالدو صاحب توپ میشه »
3- در یکی از بازیهای تیم مراکش در جام جهانی 98 نام بازیکن این تیم به همراه پرچم قرمز رنگ مراکش روی صفحه تلویزیون حک شد. بهرام شفیع با هیجان فریاد زد :«بله،نفهمیدیم چی شد اما در هر صورت داور بازیکن مراکش را اخراج کرد و حالا این تیم باید ده نفره به بازی ادامه بده»
4- این یکی را محمد دادکان به خاطر می اورد . قبل از اینکه رییس فدراسین فوتبال شود در یکی از برنامه های کارشناسی سیما با اجرای عباس بهروان شرکت کرد .مجری گفت:«شما خیلی ساکت نشستین اقای کانداد ... ببخشید اقای دادکان»
5- بازی پرسپولیس و تراکتور سازی بود.تابلوی تعویض بالا رفت و غلام حسین دین محمدی قصد داشت برای تراکتور وارد زمین شود .جواد خیابانی اما ناگهان تمام تماشاگران تلویزیونی را در جای خود میخکوب کرد :«حالا غلام حسین دین محمدی برادر بزرگتر رسول خطیبی وارد زمین میشه »
6- این یکی فوتبالی نیست اما خیلی قشنگه . یدالله اعتصامی در جریان گزارش مستقیم یکی از جدال های داخلی در حالی که از نمایش پسر یکی از کشتی گیران قدیمی به وجد امده بود تصمیم گرفت احساسش را در قالب یک بیت شعر بیان کند :«پسر کو ندارد نشان از پدر ...نشاید که نامش نهند آدمی!!!»
البته بسیاری از کارشناسان ادبیات معتقدند قدیم ها مصراع دوم این بیت «تو بیگانه خوانش نخوانش پسر»بوده!
به نقل از پارس فوتبال
تبلیغات 

